دبستان پسرانه غیردولتی حکمت اداره آموزش و پرورش استان گیلان/ماسال

اصل آزادی حداکثری

هدف از این اصل ایجاد فضایی است که در آن آزادی و انتخاب حدّاکثری در چارچوب عقل و شرع، میسر باشد.

قدرت اختیار، انتخاب و آزادی در عمل، از جمله موهبت های الهی محسوب می شود که اگر درست مورد استفاده قرار گیرد ، “همچون سایر مواهب الهی” موجب نیل انسان به قرب الهی و هدایت می گردد و  از طرفی در مقابل، عدم توجه به آن سبب نقصان در تعبد خواهد شد .

توجه به پیامهای قرآنی و دینی و تدبر در کلام اهل بیت علیهم السلام خود بزرگترین گواه بر این مسئله است که اصلا تعبد بدون اختیار در انسان امکان پذیر نیست.

انسانی که توانسته با چراغ عقل خویش، مهارتمندانه انتخاب های مومنانه انجام دهد، در خود زمینه تعبد را ایجاد خواهد کرد و راهی جز این برای عبد بودن متصور نیست.

این موضوع درست همان جایی است که برخی افراد  با برداشت اشتباه از اسلام ، گاهی اوقات انسان را به مثابه یک رباتی فرض کرده که هیچ اراده و اختیاری از خود نداشته و برای عبد شدن لازم است تا تمامی افعالش به او تحمیل شود .

بسیاری از کودکانی که در این سنین قرار دارند به دلیل فشارهای بیش از اندازه والدین یا مربیان بر انجام یا عدم انجام کارهای حتی مباح، خود را در فضایی از اجبار و فقدان اختیار احساس می کنند.

این امر به شکوفایی تفکر و قدرت انتخابگری اختیاری آنها صدمه زده و این مولفه را در آنها دچار نقص می سازد. به این ترتیب دیگر در بزرگسالی با برداشته شدن فشارهای مدرسه و والدین، به تنهایی قدرت انتخاب وتشخیص نخواهند داشت. بنابراین لازم است در کارهایی که به هدایت مستقیم نیاز نیست، کودکان را آزاد گذاشت. معلم می تواند این آزادی را در بسیاری از تکالیف با قالب های درسی و یا غیر درسی، اعمال کند تا از هر مسیر وشکلی که می خواهند آن را انجام دهند.

فراهم کردن امکان انتخاب در کودکان موجب ایجاد میل و رغبت به فعالیت ها و امور در آنان می شود. به عبارت دیگر ا گر میان شخص و کاری که باید انجام دهد نسبتی احساس شود میتواند آنرا با اشتیاق و زیبایی انجام دهد. این نسبت می تواند احساس علاقه داشتن، نیاز داشتن، مفید بودن، انتخاب خود بودن، بهترین گزینه ممکن را یافتن باشد.

از همین رو روش میزان بعنوان یکی از روش های آموزشی موفق، اصل آزادی عمل حداکثری را به عنوان یکی از اصول بنیادین خود قرار داده است و هر مدرسه ای بویژه دبستان حکمت که براساس این روش فعالیت می کند، نهایت سعی خود را می کنند تا بتوانند به بهترین نحو این اصل را در میان دانش آموزان اجرا نمایند.

در ادامه مطلب اهمیت و لزوم آزادی در تربیت کودکان را در بیان شیوای آیت الله شهید دکتر بهشتی بخوانید:


نقش آزادی در تربیت کودکان – شهید بهشتی

کوشش اسلام این است که انسانِ آزاد تربیت کند؛ آزاد از همه چیز؛ آزاد از بند هوا و هوس؛ آزاد از تسلط خشم؛ آزاد از گرایش به جاه طلبى و قدرت و ثروت ؛ آزاد از تسلط دیگران ؛ آزادِ آزاد؛ تا راه خویشتن را همواره آزادانه انتخاب کند . شما هر چه حد و تعزیر و تمرین و تربیت در روایات و احکام اسلامى مى یابید همه در این جهت است؛ کمکى است به تقویت آزادى و قدرت انتخاب در درون و در برون؛ رهیدن هر چه بیشتر از سلطه ضد اختیار و آزادى در درون و در برون .

حالا اگر پدرى دلسوز و مادرى دلسوز، بدون توجه به این نکته ، بچه را در خانه؛ معلم و مربى دلسوز در مدرسه؛ یا با تبانى پدر و مادر و معلم در هر دو محیط، با هم همکارى و تعاون کنند، اما نه بر برّ و تقوا، بلکه بر اثم و عدوان ، و نگذارند در بچه قدرت آزاد زیستن رشد کند... اگر به بچه غذا ندهید ستمى به او رفته، اما نه ستمى بزرگ . اما اگر فضاى آزاد زیستن را از او گرفتید بزرگترین ستم را به او کرده اید، چرا که انسانیت او را در معرض خطر قرار داده اید. عرض کردم، بزرگترین ویژگى انسان از دیدگاه اسلام این است که جاندارى است آگاه ، اندیشمند ، انتخابگر و مختار . مردم را در جهل و بیخبرى و ناآگاهى نگه داشتن، بچه ها را در جهل و بیخبرى و ناآگاهى نگه داشتن، و بچه ها و مردم را از آزادى و آزاد زیستن محروم کردن ، بزرگترین ظلم و ستم در حق آنهاست.

منتها، آقاى عزیز و خانم محترم و معلم عزیز؛ بچه آزاد تربیت کردن درد سر و زحمت دارد و کارى دشوار است. اینکه آدم بچه را طورى بار بیاورد که با یک تشر، با یک « گم شو! » حساب خودش را بکند، خیلى مشکل نیست؛ ولى اینکه انسان بخواهد « گم شو » در او خیلى اثر نکند اما محاسبة النفس در او اثر بکند و بچه را طورى بار بیاورد که از بچگى شروع به حساب کشى از خویشتن کند، خیلى دشوار است؛ خیلى صرف وقت مى خواهد؛ خیلى مهارت مى خواهد.

ممکن است کسانى بگویند « کو وقت این حرفها؟ کو حوصله این حرفها؟ » درست مى فرمایید. ولى اگر چنین نکنیم بعد باید بپرسیم  « کو آن جوانان رشید آزاد و آزاده که بتوانند پاسدار حق و حقیقت باشند؟ »

آقا و خانم! به بچه فرصت اظهارنظر بدهید! بگذارید یک حرف پرت بزند ؛ بگذارید یک استدلال غلط بکند، یک نتیجه غلط هم بگیرد، و حتى تا آنجا که خسارتِ شکننده ندارد دنبال این نتیجه غلط برود و خودش یک تجربه به دست بیاورد. تجربه هاى تلخى که این بچه ها خودشان با اِعمال حق اختیار به دست مى آورند از یک کتاب نصیحت سعدى و فردوسى و لقمان بالاتر است ، از یک مجموعه حدیث امامان و پیامبران بالاتر است و حتى مى تواند از همه قرآن براى او ارزنده تر باشد. خود قرآن مى گوید من کتاب نصیحت و هدایت هستم؛ اما براى چه کسانى؟ براى انسان انتخابگر. تو با این کار زمینه نقش قرآن را از بین مى برى. زمینه نقش حدیث را از بین مى برى . بگذاریم بچه ها تجربه تلخ داشته باشند. در مدرسه هم همین طور. در مدرسه رفاه بخصوص همواره تأکید شده که روش تربیتى باید بر مبناى آزادى دادن هر چه بیشتر به بچه ها باشد نه محدود کردن هر چه بیشتر بچه ها.

نظرات خوانندگان
تا کنون هیچ نظری درباره این مطلب ثبت نشده است
نظر جدید
نام*
ایمیل
نظر*

متن تصویر*
مشاهده لیست تمام مطالب...