دبستان پسرانه غیردولتی حکمت اداره آموزش و پرورش استان گیلان/ماسال

تنبلی در نوشتن تکالیف دانش آموزان |۱۷ تکنیک کاربردی

۱۷ تکنیک برای تنبلی در نوشتن تکالیف

در این مقاله  ۱۷ تکنیک برای حل مشکل تنبلی در نوشتن تکالیف بچه ها ارائه شده است. این مقاله برای والدین کودکان ابتدایی است، که امیدواریم با خواندن این مقاله نحوه برخورد با کودکی که نمی خواد مشق بنویسد را متوجه شوید. ما دو پیش فرض مهم در نظر گرفته ایم و آن این است که:

الف- معلم به میزان منطقی تکلیف داده باشد.

ب- دانش آموز نرمال باشد.

۱- برای مقابله با تنبلی در نوشتن تکالیف زمان تعیین کنید:

برای حل مشکل تنبلی در نوشتن تکالیف باید زمان تعیین کنید. بهتر است از معلم بپرسید که مشق نوشتن بچه ها چقدر طول می‌کشد؟

به صورت میانگین مشق نوشتن بچه ها ، فقط ۱۰ تا ۲۰ دقیقه اول تا سوم ابتدایی و ۱۰ تا ۵۰ دقیقه دوره دوم ابتدایی زمان می برد.

تنبلی در نوشتن تکالیف

۲- نیاز کودک به شما 

بسیاری از والدین نحوه برخورد با کودکی که نمی خواد مشق بنویسد را نمی دانند. قبل از دخالت مستقیم مشاهده کنید. ببینید اصلا به شما نیاز دارد یا خیر تا می توانید خودتان را دور کنید. بگذارید خودش تکالیفش را انجام دهد. بد نیست گاهی به این موضوع فکر کنیم که همین بچه ی لجباز که بدون کمک من مشق نمی نویسد، خیلی دوست داشت که خودش همه ی کارهایش را انجام دهد و من مانع می‌شدم. پس یکی از اصلی ترین دلایل لجبازی کودک و تنبلی در نوشتن تکالیف، ما والدین هستیم. یعنی نگذاشتیم مستقل بزرگ شوند.

 

۳- کاهش وابستگی در نوشتن تکالیف با روش سانتی متری:

اگر وابستگی شدید ایجاد کرده اید، به مرور این وابستگی را کمک کنید. کاهش وابستگی را سانتی متر به سانتی متر انجام دهید. در این فرایند نباید اعتماد کودک به شما آسیب ببیند.

در ادامه این مورد را با یک مثال بیشتر توضیح می‌دهیم:

تصور کنید که شما یک مادر هستید که فرزند شما در هنگام مشق نوشتن به شدت بسیار زیاد به شما وابسته است.

روز اول: سرتان را دور از دفتر مشق نگه دارید، همین! برای روز اول کافی است

روز دوم: یک قدم دور بنشینید یا صندلی خودتان را نیم متر دور تر بگذارید و بدون اینکه هیچ کار اضافه ای انجام دهید به کودکتان عاشقانه توجه کنید.

روز سوم: در همان فاصله یک قدمی گاهی برای چند لحظه بلند شوید و دوباره بنشینید (به بهانه یک حرکت کششی یا ورزشی )

روز چهارم: در همان فاصله یک قدمی به کودک بگویید تا تو مشق می نویسی من برم برات یک چیز خوشمزه بیارم باهم بخوریم. و زود با خوراکی برگردید. خوراکی باید آماده باشد مثل خوشکبار، میوه و …

روز پنجم: این بار هم به بهانه آوردن خوراکی بروید ولی خوراکی که درست کردنش چند دقیقه طول می‌کشد مثل آب میوه، شیر موز و … در زمان آماده کردن خوراکی سعی کنید سروصدای شما به مکانی که کودک مشق می نویسد برسد.

روز ششم: از او تشکر کنید و بگویید چقدر لذت می‌برم که خودت مشق هایت را می نویسی.

روز هفتم: به او بگویید ده دقیقه دیگر بر می گردم و واقعا ده دقیقه دیگر برگردید و به نگاه ها جملات و رفتار عاشقانه به او محبت کنید و بعد ده دقیقه دیگر دوباره برگردید.

به مرور کودک بدون حضور شما مشق خواهد نوشت

نکات تکمیلی برای روش جدا شدن سانتی متری:

  • در هرلحظه که کمک خواست با صبر و حوصله در محل حاضر می شوید و گوش می دهید
  • بهترین جواب برای سوالات بچه ها: جمله ی:  خودت چطور فکر می کنی؟ است
  • استفاده از موبایل، تلوزیون و … ممنوع است. چون کودک این وسایل را رقیب خودش تصور می کند. کودک دوست ندارد توجه مادر یا پدرش را با چیز دیگری تقسیم کند.

 

۴- کمک کردن هنگام عصبانیت ممنوع:

اگر عصبانی هستید لطفا کمک نکنید.چون به صورت ناخودآگاه تمام عصبانیت خودتان را روی بچه خالی می کنید و این به نفع هیچ کس نیست.

 

۵- تشویق بیش از اندازه ممنوع:

تشویق بیش از اندازه و ذوق زدگی غیر معمول، ممنوع.

بچه ها در این حالت ارضا می شوند و دیگر انگیزه ای به ادامه انجام تکلیف نخواهند داشت.

تشویق زیاد باعث افزایش تنبلی در نوشتن تکالیف می شود.

یعنی کودک رشوه گیر می شود

 

۶- برای مقابله با تنبلی در نوشتن تکالیف وقت تعیین کنید:

با تعامل وقت تعیین کنید.یعنی تلوزیون ،بازی با موبایل، بازی با دوستان، خوابیدن و تکالیف را برای کودکتان اولویت بندی کنید.

به این مکالمه دقت کنید:

مادر:خب عزیزم به نظرت مشقات چقدر طول می‌کشه؟

کودک: یک ساعت

مادر: چقدر خوب پس کلی وقت برای بازی و کارهای باحال داری. خب کی دوست داری انجام بدی؟ ظهر که از مدرسه میای بعد از ناهار زمان مناسبی هست؟

کودک: نه می خوام تلوزیون نگاه کنم

مادر: باشه چقدر تلوزیون نگاه کنی خوبه؟

کودک: یک ساعت

مادر: بسیار خوب پس تا اینجا یک ساعت تلوزیون داریم و یک ساعت مشق نوشتن. دوست داری بعد از تلوزیون هم نیم ساعت بخوابی؟

کودک: آره

مادر: خب پس برنامه اینجوری شد. اول ناهار بعد تلوزیون بعد خواب بعد مشق نوشتن

کودک: خوبه

مادر: بعد از مشق هم باهم بازی می‌کنیم

کودک: عالیه

(البته این برنامه یک نمونه است و برای رفع تنبلی در نوشتن تکالیف دانش آموزان مفید است؛ و از نظر ترببتی نگاه کردن تلوزیون قبل از خواب توصیه نمی شود. ولی بعد از مدتی که نحوه برخورد با کودکی که نمی خواد مشق بنویسد را آموختید می توانید این برنامه را حرفه ای تر تنظیم کنید )

 

۷-موارد مزاحم را دور کنید :

این حق یک دانش آموز است که در محیطی آرام و بدون استرس تکالیفش را انجام دهد.

در زمان مشق نوشتن بچه ها با تمام اعضای خانواده هماهنگ باشید و در زمان انجام تکلیف همه اعضای خانواده این موارد را رعایت کنند.

  • با صدای بلند صحبت کردن ممنوع
  • دعوا و درگیری ممنوع
  • صحبت با موبایل با صدای بلند ممنوع
  • صدای بلند تلوزیون ممنوع
  • و هر چیز دیگری که باعث حواس پرتی می شود را دور کنید.

دقت کنید که انجام این کار سخت نیست چون فقط حدود نیم ساعت تا یک ساعت در روز این شرایط در خانه ایجاد می شود.

 

۸-بچه ها خودشان مسئول اند:

مشق مال بچه هاست، نه مال والدین.

شما مسئول نوشتن نیستید؛ راهنمایی های اضافی انجام ندهید و تا می توانید ساکت باشید. اگر کودک بدون حضور شما می تواند مشق بنویسد کارتان را درست انجام داده اید، در غیر این صورت کودک شما مسولیت پذیری لازم را ندارد. و نیاز است که به صورت سانتی متری (که در نکات قبل ذکر کردم) از کودک دور شوید و به مرور کار را به خودش بسپارید.

بگذارید خطا کند و اشتباه بنویسد.

کودکان در سنین دبستان با آزمون و خطا بهتر یاد می گیرند.
جملات زیر را اصلا نگویید:
این چیه نوشتی؟!

ای بابا دقت کن دیگه!

داری دیوونم می کنی ها.

توهم خودتو مسخره کردی با این مشق نوشتن

 

کودک مسئول خودش می تواند مشکل تنبلی در نوشتن تکالیف را حل کند.

 

۹- استفاده از پاک کن ممنوع:

تا جایی که امکان دارد از پاک کن استفاده نکنید. بدترین کار این است که پدر یا مادر پاکن به دست بالای سر کودک می ایستند و هر چه او اشتباه نوشت را پاک می کنند.

این شبیه به جنایت است! شما با این کار اعتماد به نفس کودک را نابود می کنید؛ و لجاجت و تنفر را در او زیاد می کنید. بگذارید خودش بنویسد. موارد بد و اشتباه خود کودک ارزشمندتر از موارد درستی است که شما نوشته اید.

  

۱۰- والدین نرمال هیچ مشکلی ندارند:


نرمال یعنی والدینی که مرزهای تربیت و رام کردن رامی شناسند. قبلا در رابطه با تفاوت تربیت کردن و رام کردن صحبت کرده ام . می توانید در اینترنت جستجو کنید تفاوت تربیت کردن و رام کردن. اولین نتیجه وبسایت روش تدریس هست و می توانید مقاله را مطالعه کنید.

اگر بلد نیستید، هیچ کاری نکنید بگذارید کودک خودش کارش را انجام دهد.

اگر اشتباه هم انجام داد هیچ جای نگرانی نیست. معلمان باهوش و خوب می دانند که اشتباه کردن حق دانش آموزان است.

 

۱۱- مقایسه ممنوع:

هر کودک یک ویژگی منحصر به فرد برای خودش دارد. شخصیت مثل اثر انگشت است.

سرعت تفکر، سرعت حرکت دست، میزان احساسات و … در کودکان مختلف متفاوت است.

در زمان مشق نوشتن اسم هیچ کودک دیگری را نیاورید چون ذهن کودک شما بر روی آن کودک متمرکز می شود و دیگر به تکالیف فکر نمی کند.

این کم ترین آسیبی بود که مقایسه کردن به کودک می زند. آسیب های مقایسه و قضاوت کودکان بسیار وخیم و طولانی مدت است.

مقایسه کردن هرگز تنبلی در نوشتن تکالیف را بهبود نمی بخشد.

 

۱۲-انتقام گرفتن با ننوشتن تکالیف:


اگر زیاد حساسیت نشان دهید کودک متوجه می شود که تنبلی در نوشتن تکالیف برای شما مهم است. و همینطور تنبلی در نوشتن تکالیف شما را عصبی و ناراحت می کند.

پس به راحتی می تواند با انجام ندادن تکالیف شما را عصبی کند. والدین زرنگ کاری می کنند که کودک اجازه چنین سو استفاده هایی را نداشته باشد. حتی کودک تهدید هم می کند که

 “پس من مشقام رو نمی نویسم”.

بدترین کار این است که بگوئید خب به درک، ننویس” و بعد از چند دقیقه به خاطر ننوشتن تکالیف دوباره دعوایش کنید.

گفتن جمله به درک خیلی زشت است و بدآموزی هم دارد و کار خوبی نیست.

ولی اگر  گفتید به درک، تا انتها صبر کنید و واقعا خودتان را بی اهمیت نشان دهید.

بی اهمیتی کامل کار درستی نیست ولی اهمیت دادن و دعوا کردن دوباره ی کودک، کاری به مراتب اشتباه تر است.

 

۱۳- به سبک نوشتن و انجام تکلیفش احترام بگذارید

بعضی بچه ها دوست دارند موقع نوشتن تکالیف تکان بخورند، شعر بخوانند یا سرو صدا کنند.

در سال های اولیه دوره ابتدایی این جنب و جوش ها با توجه به شخصیت بچه ها تا حدودی طبیعی است.

به خاطر این رفتار های هیجانی، شاد و بچگانه کودکان خود را سرزنش نکنید. اما اگر این جنب و جوش ها حالت بی قراری و استرس دارد، باید در کنار کودک بمانید، به او کمک کنید و بعد از اینکه آرامش گرفت به روش سانتی متری که قبلا گفتم کم کم از او فاصله بگیرید. البته برخی از بچه ها بیش فعال هستند که توصیه می کنم مقاله ده تکنیک برای رفتار با کودکان بیش فعال نوشته (محمد حافظی نژاد) را مطالعه کنید

 

۱۴- خلاقیت، بهترین نحوه برخورد با کودکی که نمی خواد مشق بنویسد

مثلا گفتیم که از پاکن باید خیلی کم استفاده کنیم. معمولا والدین به چهار روش این کار را انجام می دهند.

گروه اول:

بده من اون پاکن لعنتی رو، حالم رو بهم زدی این قدر هی پاک می کنی”.

مشخص است که این روش چه بلایی سر کودک می آورد. این روش کاملا اشتباه است.

گروه دوم:

پاک کن را پنهان می کنند و بعد که کودک به آن نیاز دارد به پدر یا مادرش می گوید: “پاکن کجاست؟ “و پدر یا مادر می گوید “نمی دانم” . با این کار دروغ گویی را به بچه ها یاد می دهیم که اصلا کار خوبی نیست.

گروه سوم:

پدر یا مادر به فرزندش می گوید “عزیزم استفاده زیاد از پاک کن خوب نیست. اجازه میدی پاکن رو کمی ازت دور کنم تا هی وسوسه نشی؟

اگر والدین نرمال باشند و کودک به صورت بسیار خوب تربیت شده باشد، این موضوع را می پذیرد.

که خوشبختانه برخی والدین دقیقا همین کار را می کنند و من به آنها تبریک می گویم. اما مشکل اینجاست که  عموما کودک را اینقدر منطقی تربیت نکرده ایم.

اما گروه چهارم:

پدر یا مادر با کمی خلاقیت شروع به بازی می کند. مادر صدای پاکن را در می آورد و می گوید: “ای بابا خسته شدم اینقدر از من کار کشیدی. یک کم به من استراحت نمی دی؟ ازت خواهش می کنم بزار برم تو جامدادی بخوابمفقط وقتی واقعا به من نیاز داشتی منو بیدار کن باشه عزیزم ؟”

خلاقیت و بازی در بسیاری از بحران های تربیتی به کمک ما می آیند. بنده هم در کلاسهایی که تحت عنوان تدریس با بازی برای معلمان و اساتید مختلف برگزار می کنم. به صورت مفصل روش های بازی را آموزش می دهم و معجزه آن را می بینم.

بهترین  نحوه برخورد با کودکی که نمی خواد مشق بنویسد بازی کردن است.

اگر تکلیف نوشتن جذاب و خلاق باشد مشکل تنبلی در نوشتن تکالیف وجود نخواهد داشت.

 

۱۵- نمی توانم، در بیشتر اوقات یعنی توجه می خواهم :

نمی توانم گفتن کودک را به حساب ناتوانی او نگذارید.

بیشتر اوقات همینکه در کنارش قرار بگیرید و دوستانه به کارش دقت کنید و حرفش را گوش کنید برایش کافی است.

باز هم توصیه می کنم در زمینه نحوه برخورد با کودکی که نمی خواد مشق بنویسد، تکنیک شماره سه یعنی روش سانتی متری را با دقت اجرا کنید.

 

۱۶- همکاری و هماهنگی کامل با معلم کلاس:

برخی والدین خیلی زیاد از معلم درباره فرزندشان سوال می کنند.به حدی که معلم عصبی می شود.

از طرف دیگر برخی والدین هیچ اعتنایی به معلم نمی کنند. بهترین کار این است که ابتدای سال با معلم فرزندتان مذاکره کنید .و از ایشان روش ارتباط را بپرسید. با توجه به سبک معلم ممکن است هر هفته نیاز به مذاکره باشد یا اینکه معلم ترجیح دهد با شما هر دوماه فقط یک بار جلسه داشته باشد.

حتما به سبک  و روش معلم احترام بگذارید. حساسیت شما در ارتباط معلم ممکن است تاثیر منفی داشته باشد. به هر حال معلم هم مثل همه انسان های دیگر ممکن است به خاطر وسواس بودن و انتقاد های پی در پی شما نسبت به کودک حس بدی پیدا کند.

 

۱۷ – رابطه عاطفی بین شما و فرزندتان مهم تر از تکلیف است

هیچ چیزی ارزش این را ندارد که رابطه عاطفی شما و فرزندتان خراب شود.

عشق شما نباید مشروط باشد. دوست داشتن شما نباید مشروط باشد.

این جملات را هرگز نگویید

  1. اگه مشقات رو ننویسی دوست ندارم
  2. اگه مشقات رو بنویسی دوست دارم

به جای آن بگویید

  1. چقدر خوب که مشقات رو نوشتی این کارت باعث شد خوشحال بشم
  2. اینکه مشقات رو ننوشتی خوب نیست، و به خاطر این کارت دلخور شدم. البته اگه جبران کنی منم دوباره خوشحال می شم.

دعوا کردن و تنبیه به دلیل تنبلی در نوشتن تکالیف را اصلا توصیه نمی کنم.

نویسنده: محمد حافظی نژاد – روش تدریس

خط تولید فارغ التحصیل

مدارس و نظام آموزشی موجود بی‌شباهت به خط تولید یک کارخانه تولید خودرو نیستند. در خط تولید خودرو، شاسی خودرو در ابتدای نقاله خط تولید قرار داده می‌شود؛ و در مسیر تولید افراد مختلف هر یک عملیاتی را بر خودروی در حال مونتاژ انجام می‌دهند. یکی درب خودرو را متصل می‌نماید؛ دیگری چرخها را نصب می‌کند؛ دیگری سیستم سوخت و نظایر آن. مشابه این اتفاق در نظام آموزشی کنونی نیز واقع می‌شود. دانش‌آموز در ابتدای نقاله مجازی تعلیم و تربیت قرار می‌گیرد. یکی به او ریاضی تدریس می‌کند؛ یکی به او ادبیات یاد می‌دهد؛ دیگری به او دینی تدریس می‌کند. هر کسی بدون توجه به خصوصیات فراگیر و هویت او، تنها از منظر خود، عملی تخصصی را در این خط مونتاژ تعلیم و تربیت انجام می‌دهد. این فرایند در سالهای تحصیل دانش‌آموز دنبال می‌شود. 

تا حدود 25 سال پیش، حداقل دانش‌آموز خود با پای خود در این مسیر مونتاژ حرکت می‌کرد. اما امروز او دیگر بدون تحرک در خط نقاله نشسته، و تسمه


از ابتدای این فرایند، این تفکر در ذهن دانش‌آموز القاء می‌شود که زمانی خواهد رسید که تو فارغ از تحصیل شوی! اکنون چون سن تو ایجاب می‌کند، باید درس بخوانی. همه در این سن درس می‌خوانند. تو هم باید مانند همه در این مسیر حرکت کنی. کارهایی را باید بکنی که همه می‌کنند. همان چیزهایی را باید یاد بگیری که همه یاد می‌گیرند. و البته یادگرفتن تو نه برای آن است که به آن نیاز داری. بلکه تنها چیزی که به آن نیاز داری مدرک است. حتی اگر لازم باشد که برای گرفتن مدرک چیزی را یاد بگیری که در طول عمر خود هرگز به آن نیاز نداشته باشی. تو باید این مسیر را طی کنی تا فارغ‌التحصیل شوی. و وقتی فارغ التحصیل شدی، دیگر آسوده می‌شوی، و با خیال راحت به زندگی و کار راحت خود خواهی پرداخت. پس از آن دیگر هرگز نیاز به یادگرفتن و شرکت در این فرایند یادگیری، و مطالعه کتاب نخواهی داشت. این کلیشه‌ای است که از روز اول تحصیل، به صورت شفاف یا غیر مستقیم، در پیش روی ذهن دانش‌آموزان قرار می‌دهیم. 
نقاله او را حرکت می‌دهد. با سرویس او را تا مدرسه می‌رسانند، خوراکی میان وعده او را برایش به مدرسه می‌آورند، وسائل جامانده او را به مدرسه می‌رسانند؛ والدین در انجام تکالیف او دخالت مستقیم دارند؛ و تمام کارهای او را تحت کنترل و گوشزد قرار می‌دهند. در انتهای این مسیر نیز همانند نصب برچسب کنترل کیفیت بر خودرو، برچسب فارغ التحصیلی به او تحویل و الصاق می‌شود.

            او این مسیر را در این خط مونتاژ طی می‌کند؛ بدون اینکه بداند کجا می‌رود،‌ چرا می‌رود، و چگونه می‌رود. بدون اینکه خود او حق انتخاب مسیر، خصوصیات، چگونگی و مقصد را داشته باشد. و در این مسیر، هویت او به عنوان عنصر مخل در ارزیابی این خط تولید باید از بین برود. همانگونه که تفاوت بین خودروهای تولیدی یک کارخانه، قابل قبول نیست، و نشان از عدم کیفیت محصول و خط تولید محسوب می‌شود، خط مونتاژ تعلیم و تربیت نیز تلاش خود را برای از بین بردن تفاوتهای فردی دانش‌آموزان بکار می‌بندد. همه دانش‌آموزان باید موضوعات یکسانی را یاد بگیرند، به یک گونه عمل کنند، و رفتارهای مشابهی از خود نشان دهند. رفتارهای منحصر به فرد، تمایز ویژگیها و رفتارها، اگر بیش از محدوده بازه تعریف شده در نظام آموزشی باشند، برای یک دانش‌آموز عیب و نقص تلقی شده، و این نظام با آن بصورت جدی برخورد می‌کند.

در نهایت، این تلاش نظام آموزشی، منجر به بیرون دادن فارغ التحصیلانی یک شکل، با خصوصیات و دانش مشابه و قالب‌بندی شده است. آگهی‌های استخدام در روزنامه‌ها، شاهد بسیار خوبی بر این تلاش است: 7 نفر دیپلمه، 5 نفر مهندس برق، 9 نفر لیسانس ادبیات.... . هماهنگونه که در پایان خط تولید خودرو، فرقی نمی‌کند که کلید کدام خودروی پارک شده در پارکینگ کارخانه را به ما بدهند، تلاش نظام آموزشی بر آن است که فرقی نکند کدام دیپلمه، کدام مهندس برق، و کدام لیسانس ادبیات به یک شغل گمارده شود. اما این چیزی است که با واقعیت تربیت و آموزش انسانها و خصوصیات آنها کاملا متمایز است. این نگاه ناشی از ساده انگاری نظام آموزشی از تعلیم و تربیت انسانها است.  کدام دیپلمه؟، با چه خصوصیاتی؟، با چه روحیه و چه استعدادها و چه انگیزه‌ای؟ با چه معلوماتی؟

این واقعیتی است که نظام آموزشی از مواجه شدن با آن واهمه دارد، و در تمام برنامه‌های خود سعی در نابود کردن آن دارد. حتی معلومات بیرون کتابهای درسی یک دانش‌آموز، در بهترین حالت از نظر نظام آموزشی بی‌اهمیت تلقی شده، و اظهار آن توسط دانش‌آموز در بسیاری از مواقع به عنوان اخلالگری در نظم کلاس تلقی می‌شود. در کلاسهای درس، دانش‌آموزانی که تلاش می‌کنند، ویژگیهای رفتاری و منشی خود را حفظ کنند، با برخورد شدید نظام و دیسیپلین ایجاد شده توسط آن مواجه می‌شوند. دانش‌آموز یا باید زیر چرخ دنده‌های عظیم این نظام خرد شده، و به کلیشه مورد نظر آن درآید، و یا با ضربه شدیدی از گردونه خط مونتاژ به بیرون پرت شود.

منبع: کتابچه رویکرد آموزشی مدرسه حکمت - تألیف اردوان مجیدی

یک اتفاق مهم !

همه ما کودکان زیادی را در دوران قبل از مدرسه مشاهده کرده‌ایم. چیزی که تقریبا در مورد همه این کودکان عمومیت دارد، کنجکاوی و تلاش برای یادگیری در آنها است. در دوران قبل از مدرسه، بچه‌ها عموما با انگیزه هستند. آنها بدون نیاز به تحریک توسط بزرگترها، در پی یادگیری و یافتن چیزهای جدید هستند. تحرک آنها برای یادگیری،‌ و عشق و علاقه‌ی آنها به یافتن پاسخ به سئوالات بیشمارشان، بسیار بیشتر از توان والدین برای پاسخگویی به آنهاست. آنها همیشه جلوتر از بزرگترها حرکت می‌کنند؛ و بزرگترها، از حرکت پابه پای آنان در این مسیر یادگیری عقب می‌مانند. (شکل 1)


تقریبا بلافاصله بعد از ورود به مدرسه، آن کودک با انگیزه و علاقه مند به یادگیری، ناگهان به دانش‌آموزی بی انگیزه، و بی علاقه به یادگیری تبدیل می‌شود. او تا پیش از این برای یافتن پاسخ‌های خود، جلوتر از ما پرسشهای متعددی را پیش روی ما طرح می‌کرد؛ اما اکنون نیاز به فشاری برای حرکت و یادگیری دارد. حالا این بزرگترها هستند که باید با زحمت زیاد او را برای واداشتن به یادگیری، به سمت درس و کتاب هل بدهند. مدرسه و والدین در تلاشند که مطالب کلیشه شده و قالب‌بندی شده‌ای را به او انتقال دهند. اما او انگیزه اش را از دست می‌دهد؛ نسبت به یادگیری بی تفاوت می‌شود و بعضا از آن فرار می‌کند. والدین و مدرسه برای اینکه بتوانند او را در این مسیر قرار دهند، مجبور به ایجاد انگیزه‌ از طریق پاداشهای کاذب هستند. پاداشهای کاذبی مانند نمره و تحسین کردن در مقابل دیگران برای دستیابی به آن نمره، و نیز تنبیه‌های متفاوت، یا تحقیر، و فشارهای هنجاری چند جانبه به او، ابزارهای ایجاد انگیزه در او هستند. این همان کودکی است که قبلا بدنبال یادگیری بود، چون که وجود او فطرتا نیاز به یادگیری را در خود احساس می‌کرد، و از یادگرفتن لذت می برد، اما حال به دانش‌آموزی تبدیل می‌شود که یاد می گیرد به پاداشهای کاذب دست پیدا کند، تا از تنبیه‌ها و فشارهای هنجاری خود را دور نماید. نتیجه این می‌شود که پس از چند سال این محرک و انگیزه کاذب، در وجود او نهادینه شده و جای یادگرفتن برای یادگرفتن را کاملا می‌گیرد. این چیزی است که به وضوح در فارغ التحصیلان نظام آموزشی قابل مشاهده است.
اما ناگهان اتفاقی در زندگی این کودک با انگیزه می‌افتد. او به مدرسه می‌ورد!

تقریبا تمام خانواده‌ها در چند ماهه ابتدای سال اول دبستان، این مشکل را تجربه می‌کنند. دانش‌آموزان بتدریج طی سالهای دوم و سوم دبستان، به آن انگیزه‌های کاذب خو گرفته و بتدریج یادگیری برای یادگیری، در سالهای چهارم و پنجم دبستان بسیار کمرنگ، و گاه کاملا حذف می‌شود.

در این جا چه اتفاقی افتاده است؟ یک جای کار مشکل دارد! آیا این مشکل در خود کودک است؟ در جستجوی به دنبال مقصر، اغلب به دنبال آن هستیم که تمام علل مشکلات را به گردن یک نفر بیاندازیم. معمولا  ما به دنبال ساده ترین جواب و کوتاه ترین دیوار می‌گردیم. و معمولا دیوار کوتاه‌تری از کودک نمی‌یابیم. همه تقصیرها متوجه او می‌گردد. "این کودک درس نمی‌خواند!" ... "او بی‌توجه است!"... "او بازیگوش است!" ... اینها عباراتی است که بسیار بکار می‌رود. اما واقعا آیا علت این مشکل از خود دانش‌آموز است؟ یا مشکل به نوع بستری که برای تعلیم و تربیت کودک فراهم شده باز می‌گردد. اگر مقصر دانش‌آموز است، چرا این مشکل و این واقعه عمومیت دارد؟ یکبار هم که شده انگشت اتهام را از دانش‌آموز برداریم و در آینه به خودمان نگاه کنیم. ما چگونه بستری را برای آموزش و تعلیم و تربیت دانش‌آموزان فراهم کرده‌ایم؟

منبع: کتابچه رویکرد آموزشی مدرسه حکمت - تألیف اردوان مجیدی

هدایت تحصیلی

...